|
خستم .... شایدم بی حوصلگی که داره بم فشار میاره و خستم کرده ... ممکنه هم هیچکدوم نباشه ! احتمالا واسه اینکه کار مفیدی ندارم که انجامش بدم که حوصلم سر میره و بهم فشار میاد و خسته میشم ... دلم یه دل بستگی می خواد ... یه هوای تازه ... یه نفس عمیق , یکی از همونا که از ته دل میاد همونا که بعدش حس میکنی یه چیزی کم داری , یه چیزی گم کردی و بعد میبینی که هیچی نبوده ... دلم بارون می خواد بوی نم خاک ... دلم یه چیزی می خواد که هیچوقت نمی خواسته ! چرا ؟! چرا حالا میخوای , اونم همین حالا که من هیچیو نمی خوام ؟!!!!!!! چه حس مزخرفی دارم الاااااااااان من ... دلم یه دوست نامرئی می خواد : یه عروسک یه کتاب یه لبخند یه صدا یه سگ ... پ.ن : دلم میگه فقط نمیخوام آدم باشه ... داغ بودم فقط نوشتم که حوصلم باز شه . باز شد !
|